نویسنده : تیموررضائی شهریور
تاریخ : شنبه 14 تیر 1393

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ، گر نکته دان عشقی ، بشنو تو این حکایت . (حافظ) دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم ، میدونی چرا ؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده بخند هرچند غمگینی ، ببخش هرچند مسکینی ، فراموش کن هرچند دلگیری ، اینگونه بودن زیباست هرچند که آسان نیست !جملات زیبا کاش قلبم درد پنهانی نداشت ، چهره ام هرگز پریشانی نداشت ، کاش میشد راه سخت عشق را ، بی خطر پیمود و قربانی نداشت . یه رز سرخ تو دست راستت بگیر و یه رز سفید تو دست چپت و تو آیینه نگاهشون کن ، من اون یاس وسطی رو با دنیا عوض نمی کنم . شبی نیست که آهم به ثریا نرسد ، از چشم ترم آب به دریا نرسد ، میمیرم از این غصه که آیا روزی ، دیدار به دیدار رسد یا نرسد .


 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران